1-داستان این چند روز نیست... یعنی داستان مالفقط این چند روز نیست...این رشته سر خیلی دراز تری دارد
خیلی خیلی خیلی...
باید قبول کنیم از یک جایی بهبعد_طبق نظر تاریخ شناسان از اواخر دوره صفوی_ یک اتفاقی افتاد که از دنیا عقب افتادیم .از نظر علمی...فرهنگی...تمدنی...البت بعضی ها ککشان هم نمیگزد ... افتادیم که افتادیم...البته که الآخرتُ هو الاولی اما... مومنان به بهره مندی از نعمات دنیایی و شرف وعزت شایسته ترند یا دیگران؟؟
باید قبول کنیم از یک جایی به بعدبرای دنیا که هیچ برای خودمان هم حرف تازه نداشتیم...
چیزی را از معادلاتمون حذف کردیم(یا حذف کردند!) که کلیدی بود...
عقل...
2-و خب ... این معادلات با عقلجواب داشت... وگرنه ...
همینی میشود که میبینی .. قرائتیاز دین مناسب دنیا مدرن نداریم...
منظورم از دنیای مدرن دقیقااقتضاعاتیه که همه ناگریز بودنشان را قبول دارند ...نه اینکه برای هر حادث جدیدیاصالت و خیر بودن قائل باشم ... نه!
3-این اتفاقات این روز ها فقطنمایش اغراق شده ی این بحران و فتنه ی تاریخی و (ضد)فلسفیه...این اتفاقات چهرهعریان دین منهای تعقل را نشون میدهد ...دین منهای تعقل که چه عرض کنم... دین منهایاخلاق حدالقلی
4-بگذریم ...
بگذریم از اینکه که مکلفِ به تقلید هم بایدنگاهی به عقل داشته باشد و هرزگاهی عدم انحراف مرجعش از این معیار و میزان الهی راچک کند..
بگذریم ...
بگذریم از اینکه ما حکم به عقل حکمبه الشرع و برعکس ...
بگذریم از چند و چون ِ حق قانونگذاری مستقیم عقل در دین
5-اما ...
با نگاهی حداقلی هم به منزلت عقلدر هندسه معرفت دینی نمیشود از مصباح بودن عقل حدالقل برای مراجع تقلید که گذشت!
تا جایی که در جریانم هیچکدام از علمای عظامخودشون رو پیرو فرقه اخباری نمیدانند که بخواهند اصل بالا را رد کنند و زیرآب عقلرا در فقه بزنند و همه ادعای پیروی ازنحله اجتهاد شیعی را دارند نحله ای که دراصول فقه آن اصولی چون اصل لاضرر و لاضرار و اصول عقلی زیاد دیگر حاکم است ...خب پس بسم الله...
پس این دوستان که دارند اینغم ناشی از چند ماه عزاداری رو با یک جشن ساختگی به نام دین تخلیه میکنند (تا برای دهه های دیگه عزاداری _بعضا ساختگی_ آمادهشوند! )از مقلدان کدام "مجتهد "گرانسنگ اند؟
چرا به این مسائل استراتژیک کهمیرسیم جایی که باید اجتهاد کار کرد خودش را داشته باشد و قدرت فقه شیعی را نشانبدهد و عاملی برا پیش برد مسائل استراتژیک اجتماع باشد ... یک دفعه (بر اساس کداممصلحتِ!مجهول)سکوت پیشه میکنند؟؟و مقلدان سرگردان هم با تکیه بر نزدیک ترین راهحکم دادن میروند سراغ سنت ها ی مجعول واحادیثی که ناسخ و منسوخشون را نمیدانند وعقل و مصالح و اصول فقه هم که هیچی!!تخلیه هیجانی احساسات...
" اتفاقااجتهاد جز مسائلیست که روح خودش را از دست داده است."
اسلام و مقتضیات زمان جلد 1-شهید مطهری