قول دادم از فیه ما فیه مولانا برایتان چیزکی بکنم و بیاورم شما به بزرگی خود کوچکی این را ببخشید
اگر قرار بود اندکی بیشتر بیاورم این کتاب همه اش خوب است بروید هر جایش را فهمیدید بخوانید و برای بقیه تعریف کنید
مولانا روشن فکر است و عجب روشن فکری است امروزه روز هم مثل او نداریم اندیشه هایش برای امروز هم تازه است البته که مثل هر سخنوری و روشن فکری (و هرکسی دیگر!) باید با نقد او را خواند گرچه که او مرد 1000 سال بعد از خودش باشد.سخن طولانی کوتاه کنم برویم در محضر مولای بلخی...
مرا در گرمابه افتاد که شیخ صلاحالدین را تواضعی زیادتی میکردم و شیخ صلاح الدّین تواضعی بسیار مـیکـرد
در مقابله آن تواضع شکایت کردمدر دل آمد که تواضع را از حدّ میبری تواضع بتدریج بِه
اوّل دستش بمالى بعـد
ازان پای اندک اندک بجاییبرسانی که آن ظاهر نشود و ننمایـد و او خـوکـرده بـود
لاجـرم نبایـدش در زحمـتافتادن و عوض خدمت ، خدمت کردن
چونبتدریج او را خوگر آن تواضع کرده باشی دوسـتی را چنین
مولانا داره اهمیت اصل تدریج رو بیان میکنه در کل این فصل در بخشی که گذشت میگه با کسی که حق بزرگتری بهش داشته رفته حمام و مولانا تواضع(احترام گذاشتن/خدمت کردن) میکرده و اون هی در جواب تواضع بیشتری میکنه و مولانا دربرابر تواضع اون اعتراض میکنه و میفهمه که داره یکدفعه زیادی تواضع میکنه بنابر این میاد و مرحله مرحله از یک تواضع و خدمت کوچک شروع میکنه و هی کار رو بالا میبره ولی دیگه شیخ اعتراضی نمیکنه و میگه این درمورد دوستی کردن (باید اینطور رفتار کرد)
دشـمنی را چنین بایدکردن:
اندک اندک بتدریجمثلا دشـمنی را اوّل انـدک انـدک نصـیحت بـدهی اگـر نشـنود
آنگـه وی را بزنی اگر نشنود وی را از خـوددورکنـی
در قـرآن مـیفرمایـد فَعِظُـوْهُنَّ وَاهْجُـرُوْهُنَّ فِـی الْمَضَـاجِعِوَاْضـرِبوُهُنَّ و
و بعد میگه درمورد دشمنی هم باید اصل تدیج رو رعایت کرد اول نصیحت بکنی بعد بزنی :) و بعد از خودت دورش کنی و بعد شاهد مثال آیه قرآن رو میاره
کارهای عالم بدین سان میرودنبینی صلح و دوستی بهار در آغاز اندک اندک گرمیی مینماید و آنگه بیشتر و در
درختان نگر که چون اندک اندکپیش میآیند اول تبسمی انگه اندک اندک رختها را از برگ و میوه پیدا میکند
و درویشانه و صوفیانه همه را درمیان مینهد و هرچ دارد جمله درمیبازد پس کارهای عالم را و عقبی شتاب کـرد و در اولکار مبالغه نهد آنکار میسّر او نشد
اگر ریاضت است طریقش چنین گفته اند که اگر منینان میخورد هـر
روز در مسنگی کم کند بتدریجچنانک سالی و دو برنگذرد تا آن نان را به نیم من رسانیده باشد چنان کم کند کـه تـن
را کمی آن ننماید و همچنینعبادت وخلوت و روی آوردن بطاعت و نمـاز اگـر بکلّـی نمـاز میکـرد چـون در راه
حق درآید اوّل مدّتی پنج نمازرا نگاه دارد بعد از آن زیادت میکند الى مالانهایه
و بعد میگه در مورد بهار هم همین اصله میگه گرم شدن و اینای بهار هم اندک اندک است و ...
و میگه در کار های عالم و عقبی کلا کسی که کار رو بر مبالغه گذاشت کار براش ممکن نشد
و در مورد ریاضت هم میگه اگر هدفت ریاضته اگر روزی یک من نان میخوری هر روز یک مقدار خیلی خیلی کمی از غذات رو کم کنی تا بعد از یک سال و اندی خوارکش به نیم من می رسد. و در مورد عبادت هم میگه اول نماز های 5 گانه رو سفت کن و بعد زیاد کنید...